Part 25
،ت ویو
رو یه مبل نشسته بودیم که یه پسر داشت بهمون نزدیک میشد کوک با دیدن پسره اخمش گرفت و دست منو محکم گرفت
ا،ت : کوکی داری چیکار میکنی
یونگ لی : به به جناب جئون
کوک : چی میخوای
یونگ لی : میبینم که به بانو زیبا کنارتونه معرفی نمیکنید؟
کوک : ایشون همسر زیبای منه
یونگ لی : او پس حیف شد
کوک : کارتو بگو
یونگ لی : هیچی فقط اومدم احوال پرسی
کوک : پس الان دیگه میتونی بری و راستی حتی فکر اینکه نزدیک ا،ت بشی هم از سر بنداز بیرون چون من بهت این اجازه رو نمیدم
یونگ لی : نه جئون من با این بانو زیبا کاری ندارم
و یونگ لی میره
ا،ت : کوک اون کی بوی ؟
کوک : اون یکی از دشمن هامه
ا،ت : آها اکی
که یهو اعلام میکنن زوج ها با هم برقصن و کوک دست ا،ت و میگیره و به سمت وسط سالن میرن کنار زوج های دیگه شروع به رقصیدن میکنن همه نگاه ها رو اون ها بود
شرط 20 لایک🎀👥
رو یه مبل نشسته بودیم که یه پسر داشت بهمون نزدیک میشد کوک با دیدن پسره اخمش گرفت و دست منو محکم گرفت
ا،ت : کوکی داری چیکار میکنی
یونگ لی : به به جناب جئون
کوک : چی میخوای
یونگ لی : میبینم که به بانو زیبا کنارتونه معرفی نمیکنید؟
کوک : ایشون همسر زیبای منه
یونگ لی : او پس حیف شد
کوک : کارتو بگو
یونگ لی : هیچی فقط اومدم احوال پرسی
کوک : پس الان دیگه میتونی بری و راستی حتی فکر اینکه نزدیک ا،ت بشی هم از سر بنداز بیرون چون من بهت این اجازه رو نمیدم
یونگ لی : نه جئون من با این بانو زیبا کاری ندارم
و یونگ لی میره
ا،ت : کوک اون کی بوی ؟
کوک : اون یکی از دشمن هامه
ا،ت : آها اکی
که یهو اعلام میکنن زوج ها با هم برقصن و کوک دست ا،ت و میگیره و به سمت وسط سالن میرن کنار زوج های دیگه شروع به رقصیدن میکنن همه نگاه ها رو اون ها بود
شرط 20 لایک🎀👥
- ۴۴.۳k
- ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط